شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 27
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
به نظر شهرزورى ، از نظر تاريخي ، حكماى پيش از أرسطو ، علوم نظري را به طبيعي ورياضى والهى تقسيم مىكردند وأرسطو هم با آنان موافقت كرد ، أمّا أو نظر در « موجود بما هو موجود » را يك علم مستقل ديد والهيات را از اين قسم دانست وآن را علم كلى ، علم ما بعد الطبيعة ، فلسفهء أولى ، وعلم الهى ناميد وبخش تقاسيم وجود « من حيث هو وجود » را علم كلى ناميده است . در مبحث تقسيمات وجود مىگويد اگر كسى تقسيمات وجود را بخوبى فهم كرده باشد ، مىتواند همهء قواعد علوم طبيعي ورياضى والهى وخلقي را در تقاسيم وجود بگنجاند بهگونهاى كه همهء علوم يك علم شوند ، چون به اعتباري همهء موضوعات علوم از مصاديق « موجود » يا « وجود » بما هو موجود يا وجود هستند . به نظر شهرزورى ، چون يكى از علل مهم تقسيمات علوم اين بوده است كه كار تعليم وتعلّم آسان شود ، بهتر است كار تعليم از نزديكترين علوم به ذهن شروع شود ومتعلّم پس از كسب بينش لازم به « علم أعلى » روى آورد . جهات ديگرى نيز براي لزوم تقدم آموزش علوم طبيعي ورياضى بر علم الهى بيان كرده است كه در مقدمهء چهارم آمده است . نكتهء قابل توجه اين است كه وى پس از بحث مستوفى در موضوع علم الهى كه بر مشرب مشائيان وجود وموجود است ، با اشاره به مبناى خود در قول به اعتباريت وجود ، مىگويد : درست نيست كه موجود موضوع ما بعد الطبيعة باشد ؛ امّا در اينجا جايگزينى ذكر نمىكند . فنّ دوم ، در علم الهى است كه در 17 فصل تنظيم شده است ويك دورهء كامل الهيات است با آميزهاى از مكاتب مشاء واشراق كه البتة وجههء اشراقي آن بطور محسوسى غلبه دارد ، زيرا چنان كه در مقدمهء مجلدات پيشين توضيح داده شد شهرزورى از فرزندان روحاني وشاگردان مسلّم مكتب اشراقي سهروردى است . وى در اين كتاب در طرح مسائل وورود وخروج از مباحث كاملا ناظر به